سالها و چند روز گذشت از اولین عصر شنبه اولین دیدار ۱۵۹
تا حالا میگفتم هر چی که بشه درست میشههر اتفاقی که بیفته با پول حل میشههمه چی با محبت با عشق درست میشهکه اونم بلد نبودیم کی و کجا استفاده کنیممیگفتمفقط مرگه که چاره ندارههر وقت به هر کی همدلداری میدادم اینو میگفتم ولی اینروزها فهمیدم مرگ هم چاره دارهوقتی دلداری برگردهوقتی بیاد کنارت زنده میشی جون میگیری دوبارهولی اگه بره بیشتر میمیری حتی اگه امیدوار باشیولی الان میگم راسته که میگن که رفتاری که در محیط های مختلف با آدمهای مختلف داریم نشون
برچسب:
نویسنده: رویا شریفی